أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
304
قانون ( فارسى )
سرمىزند ، بسرعت تغيير مىيابد و روح مىگردد . پس نوشابه بخودىخود همواره نيروبخش است و اگر يكى از آن دو ( گرمى و سردى ) در بدن بكمك او بشتابد نيروبخشى آن بيشتر مىشود و اگر مخالفت كند از نيروبخشى آن مىكاهد و به تناسب زيادى و كمى نيرو ، فزونى و كاستى در نبض پديد مىآيد . اگر نيرومند باشد نبض نيرو دارد و اگر ضعيف باشد نبض نيز به ناتوانى مىگرايد . اگر نوشابه گرممزاج است نياز به نبض بيشتر و اگر سرد مزاج است نياز به نبض كمتر دارد . ولى نوشابه در اكثر حالات نياز به نبض را زياد مىكند تا نبض سريعتر باشد . اما در مورد آب آزاد : از آنجا كه آب غذا را به درون راهنمائى مىكند نيروبخش است و كنشى دارد كه تا اندازهاى به كنش خمر مىماند . ولى از آنجا كه آب سردىرسان است و گرمىبخش نيست در افزايش نياز به نبض از باده بازمىماند . پس تو اين را بدان . فصل دوازدهم - اثر خواب و بيدارى بر نبض خواب : حالت نبض در هنگام خواب بحسب زمان خواب و بحسب كيفيت هضم متفاوت است . نبض در آغاز خواب كوچك و ناتوان است و علت آن است كه ، در ابتداى خواب حركت حرارت غريزى بطور كلى رو به انقباض و پائين رفتن است و توجهى به انبساط و بالا آمدن ندارد . كوشش آن جملگى بر اين است كه نفس را به درون برساند و وادارش كند كه غذا را هضم گرداند و مواد زائد را پختگى دهد . وضع حرارت غريزى در اين حالت عينا نظير وضع اسير و زندانى است . همچنين نبض در آغاز خواب سستتر و پرتفاوتتر است ، زيرا گرچه حرارت بوسيلهء احتقان و جمع شدن آن را فزونى بخشيده است ، ليكن اين زيادت به حدى نرسيده است كه در هنگام بيدارى بوسيله حركت گرمىبخش ايجاد مىشد . حركت بيشتر افروزنده و گرايشدهنده به سوى بدمزاجى است ، در صورتى كه احتقان و جمع شدن به اعتدال ، كمتر افروزنده است و حرارت را كمتر به تشويش وادار مىكند . و تو اگر دقت كنى مىبينى نفس و تشويش نفس شخص خسته بسيار بيشتر از نفس كسى است كه احتقان حرارت دارد و اين احتقان حرارت از علتى مشابه خواب ، به دو روى آورده است . مثلا شخصى بيدارى كه در آب سرد معتدل فرومىرود ، وقتى احتقان حرارت به او دست مىدهد ، اين احتقان نيروبخش مىگردد . معذلك تندنفسى او به تندنفسى شخصى كه بر اثر كار و يا ورزش خسته شده است نمىرسد . اگر خوب دقت كنى درمىيابى كه حركت گرمىآورتر از همه چيز نيست . گرمائى را كه حالت بيدارى با خود مىآورد زادهء حركت بدن نيست كه اگر بدن آرام گرفت از آن دور شود ، بلكه از آن است كه روح در